Quantcast
Channel: شنب‌ غازان
Viewing all 150 articles
Browse latest View live

برج غازانیه تنها یک آرامگاه نبود!

$
0
0
در مورد برج آمده است :
«شکل آن دوازده ضلعی و بر هر ضلع آن صورت برجی را نقش کرده بودند»1

آیا نقش هر برج بر هر ضلع صرفا یک نما و تزیین بود؟
این فکر بود که باعث شد تحقیقاتی در این زمینه انجام گیرد و نتیجه‌ی آن چیزی بود که مارا به این نتیجه رساند که برج غازانیه تنها آرامگاهی برای غازان خان نبود.

نقش هر برج بر هر ضلع برج یک تزیین نبود بلکه هر نقش از برای دریچه‌ای بوده است که یکی از مهندسی‌ترین ابزارهای آن زمان به‌شمار می‌رفت. این مشخصه در برج رادکان و گنبد سرخ مراغه نیز که در زمان ایلخانان درست شده بودند وجود دارد.

برج غازانیه بر دوازده ديوار از يک 12 ضلعی منتظم ساخته شده بود که دو ديوار موازی از آن در راستای نصف‌النهار بود و در همه سال و روزهای آفتابی، زمانی که خورشيد به اوج خود در آسمان می‌رسید، آفتاب و سايه براين دو ديوار ميزان شده و برابر و از آنجا می‌توانستند نيمروز نجومی يا اذان ظهر محلی را پيدا نمایند. پس سبب اين همه کوشش در ساخت 12 ضلعی منتظم برای اين کار است که اين پويايی را به برج می‌دهد و می‌توان با رصد آفتاب و سايه بر اين دو ديوار در طول سال و در روزهای آفتابی، نيمروز نجومی يا اذان ظهر را پيدا نمود.
در دو ديوار ديگر و روبروی هم از 12 ضلعی منتظم، دو در ساخته شده بود که اين توانايی را به برج می‌داد که پس از حرکت 60 درجه‌ای خورشيد در افق برج، طلوع آغاز زمستان و غروب آغاز تابستان را در افق برج پيدا نمايند. از آنجا كه نور خورشيد از دو در می‌گذرد، ساخت دو در در اين راستا به سبب پيدا نمودن آغاز زمستان و آغاز تابستان بوده است.
در اينجاست که دريچه‌ها در درون برج به ياری آمده و اين توانايی را می‌داد که در روزهای گوناگون طلوع و غروب را رصد نموده و اين آغاز را در لکه نور آفتابِ به درون آمده از دريچه‌ها بيابند و آن را رصد کنند. چون نور پرتو آفتاب در طلوع و غروب مماس به زمين بوده و زاويه آن برابر تراز آب يا صفر است، بنابراين سازندگان با ساخت دريچه‌های بالای در، و در يک تراز ساختن آنها، اين پويایی را داده بودند که در اوج طلوع آغاز زمستان پرتو نور از يک دريچه به دريچه‌ی ديگر رفته واينگونه  آغاز زمستان را بهتر از درها پيدا کنند. همچنين اين پويايی برابر در غروب تابستان هم پيش می‌آيد و آمدن پرتو نور آفتاب و گذر از دريچه‌ها در غروب‌های خورشيد، آغاز تابستان را پيدا می‌کند.

به کمک این دریچه‌ها تشخیص فرارسیدن نوروز باستانی نیز امکان‌پذیر بود.

پلان مهندسی برج غازانیه :

عرض جغرافيايی محل برج می‌بایست 37 درجه می‌بود، چون تنها عرضی که ما می‌توانيم در آن 12 ضلعی منتظمی ساخته که دو راستای موازی از دو ديوار آن بر راستای نصف‌النهار واقع شود و در ميان دو ديوار ديگر آن دو در بسازيم که بر راستای طلوع زمستان و غروب تابستان واقع شود، عرض 37 درجه است. البته محل برج غازانیه چهار صدم درجه اختلاف داشت.

از این قضیه است که پی می‌بریم به آن که آن زمان چه دانایی و علم و کوششی وجود داشت و می‌بالیم به پدرانمان و شنب غازان خویش.


مردمان بخـــرد اندر هر زمان                   راز دانش را به هـــر گـــونه زبان

گرد كردند و گرامی داشتند                    تا به سنگ اندر همی بنگاشتند

"رودکی  سمرقندی"


منابع :

1- حبیب السیر جلد 3؛ ص 188 - تاریخ مغول؛ عباس اقبال؛ ص 305

- سازمان فضایی ایران - منوچهر آرین


این‌جا یک مکان عادی نیست!

$
0
0

بزرگ‌تر ببینید

این‌جا جاییست که مهندسین از هند و عرب و عجم جمع شدند و مهندسی‌ترین ساختمان را روی آن برافراشتند.


این‌جا محلیست که نسر و سرطان (دو برج آسمانی) در مقابل آن سر خم آوردند.

این‌جا محل ساختمانیست که گفته‌اند اهرام مصر در زمان بلوغ آن پیر شدند.

این‌جا مرکز شهریست که مستوفی گفت که مانند آن در سراسر ایران نیست.

این‌جا مکانیست که احمد بن محمد در شعر خود آورد که قبه‌ای که کسری مانند آن را ندید و کسی مثل آن را نساخت.

این‌جا جاییست که تقدس پیدا کرد و زیارتگاه عمومی شد و کرامت‌ها دیده شد آن‌چنان محبوب شد که سالانه هزاران گوسفند برای آن نذر کردند.

این‌جا محلیست که مؤلف عثمانی اذعان کرد که اگرچه جایی مثل ایاصوفیه پیدا نمی‌شود اما تعریف‌شدنی‌های این مکان از ایاصوفیه صدبار بیش‌تر است و چنین توصیف کرد قبه‌ی افلاک را توان رسیدن به کمر آن نیست.

این‌جا مکانیست که اولیا چلبی در وصف آن چنان گفت که گنبدیست که سر آن به آسمان‌ها می‌خورد.

این‌جا را شاردن مکان مناره‌ی اعظم خواند.

این‌جا جاییست که در اثر زلزله‌ها فروریخت.

این‌جا جاییست که سوداگران آثار تاریخی ریختند و آثارش را دست به دست بردند.

این‌جا محلیست که مبدل به خرابه گشت.

این‌جا مکانیست که بالاخره صافش کردند و روی آن را با آسفالت پوشاندند و ساختمان‌ها ساختند.

این‌جا جاییست که هنوز هم آثار در دل خود دارد.

این‌جا محلیست که هنوز هم جسد شاه عدالت‌پرور در آغوش آن است.

این‌جا مکانیست که امروز چنان به حال خود رها شده که انگار نه انگار روزی عالم امکان را مبهوت خویش کرده بود.

این‌جا همان مکان مقبره‌ست که هنوز هم این مکان را اهالی گۆنبز خوانند.

این‌جا قبةالإسلام است.

این‌جا مرکز شهر غازانیه‌ی سابق و محلی بدون‌ توجه در محله‌ی شنب غازان است.

آجر شنب غازان

$
0
0

چهارمین و بزرگ‌ترین اندازه در این عکس موجود نمی‌باشد.


آجر شنب غازان یا با اسم معروفش شام‌قازان کرپیجی، به آجرهایی اطلاق می‌شود مربع شکل و در چهار اندازه که در سال 697-703 در بناهای غازانیه به‌کار رفته بودند.

دوام این آجرها به‌صورتی هست که بعد از این‌که زلزله‌ها عمارات را ویران کردند تنها مواد چسباننده‌ی آجرها بود که تاب زلزله‌ها را تحمل نکرده و از هم پاشید اما اکثر آجرها به‌صورت بسیار زیاد و سالم روی هم ریختند.

بعد از زلزله‌ی سال 94-1193 هجری قمری و فرو ریختن کامل عمارات و در هم شکستن خانه‌ها؛ این انبوهی از آجرهای شنب غازان بود که مرحم دل مردم آواره و بی‌خانمان بود؛ بنابراین نه تنها اهالی شنب غازان بلکه اهالی زلزله‌زده‌ی تبریز از این سنگ‌ها در ساختن خانه‌های جدید خویش استفاده کردند البته طبق فتواهایی که از سوی علمای تبریز نسبت به وقفی و حرام بودن اجزای شنب غازان صادر شد1 تا زمان مدیدی آجرهای بسیاری بصورت تپه‌ها بر روی هم تل‌انبار شدند2 اما زمانی که فتوای حلالیت آثار داده شد3؛ این آجرهای سالم چند صد ساله نعمت گران‌بهایی بود برای اهالی شنب غازان و حتی تبریز که خانه‌های خود را با آجر بسازند. حاج حسین نخجوانی هم که در سال 1329 هجری شمسی از شنب غازان دیدن کرده و مقاله‌ای با نام تاریخچه‌ی شنب غازان را به تحریر درآورده است این را تأیید کرده و می‌نویسد :

«اهالی شنب ‏غازان از بقیه‌ی السیف سنگ و آجر آن‌جا استفاده‌‏های بسیار کرده اغلب خانه و مساکن خودشان را با سنگ و آجر آن‌جا ساخته‌‏اند.»4

آجرهای کوچک‌تر معمولا در کف حیاط‌ها چیده شده و بزرگ‌ترین اندازه‌ی آن در بنیان و پی خانه و دو اندازه‌ی دیگر در سقف و دیوارها و پله‌های خانه استفاده می‌شدند. سال‌ها گذشت و این آجرها به مکان‌های مختلف کشیده شدند و بالاخره در دهه‌ی چهل هرچه هم که مانده بود در تسطیح مکان گنبد از بین رفت گرچه برخی برای خود سهم‌هایی برداشته بودند. و حال خانه‌ی قدیمی‌ای در شنب غازان و تبریز یافت نمی‌شود که این آجرها در آن به‌کار نرفته باشد و حال که آن خانه‌ها را خراب می‌کنند تا نوساز کنند این آجرها باز هم دوام خویش را به رخ کشیده و اکثراً سالم بیرون می‌آیند ولی به‌اندازه‌ی آجر معمولی جلوه کرده به‌ دور ریخته می‌شوند.

غازان خان سرپناه خویش را از دست داد تا اجزای آن سرپناه هزاران نفر شد.


منابع :

1- تاریخ و جغرافی دارالسلطنه‌ی تبریز؛ نادر میرزا؛ ص.138

2- سفرنامه‌ی مادام دیولافوا «ایران و کلده»؛ ژان دیولافوا؛ ص.66

3- تاریخ و جغرافی دارالسلطنه‌ی تبریز؛ نادر میرزا؛ ص.138

4- تاریخچه‌ی شنب غازان؛ حاج حسین نخجوانی؛ ص.88

از مرقد چوبی تا خروارها خاک

$
0
0

مربع یکی مرقد از چوب ساج
نهاده برای خداوند تاج
مرصع به دُر و مفرغ به زر
ندیده‌ست کس روضه زان خوب‌تر
1

به قول خواجه رشیدالدین :

«پادشاهان مغول را از اوروغ چنگیز خان رسم و عادت‌ ایشان تا کنون (تا زمان غازان خان) چنان بوده که مدفن ایشان در موضعی‌ باشد نامعلوم از آبادانی و عمارت دور، چنانچه که هیچ آفریده‌ای بر آن‌ مطلع نبود و حوالی آن را غروق کرده به معتمدان سپارند تا هیچ کس‌ بدان نزدیک نگذارند.»2

اما غازان شاه این رسم را برچید و چون به‌ زیارت مرقد بزرگان اسلام تشرف یافته بود روزی گفت :

«کسی که بر این گونه مرده باشد و مزار او بر این گونه بود چگونه او را از مردگان توان شمرد؟ این مردن بهتر از زندگانی دیگرانست و هر چند ما را مرتبه‌ی صلحا نیست لیکن از راه تشبه به ایشان ابواب‌البری باید ساختن تا به برکات آن رحمت خدای تعالی ما را دستگیری نماید و ثوابی دائمی مدّخر گردد»3

بنابراین ابواب‌البر ساخته شد و هسته‌ی مرکزی شهر را مقبره‌ی معظم غازانی تشکیل داد. مقبره‌ای که در دوران شاهان پیشین مغول جزو اماکن ممنوعه به‌ حساب می‌آمد.

در 11 شوال سال 703 هجری قمری غازان خان در حوالی قزوین درگذشت و جنازه‌ی او را با شکوه و اندوه هرچه تمام‌تر به غازانیه (شنب غازان) آوردند.

سرداب یا سردابه از مشخصه‌های بارز مقبره‌های ایلخانی موجود در آذربایجان می‌باشد. مقبره‌ی غازانی نیز از این امر مستثنا نبود؛ حتی حکایت معروف مکالمه‌ی مهندسان و غازان خان در این مورد می‌باشد :

«چون بنیاد سرداب گنبد بر روی زمین آوردند مهندسان سوال کردند که در چند موضع جهت روشنایی روزن بگذاریم فرمود که از بهر چه گفتند تا زیرزمین روشن باشد جواب داد که روشنی آن‌جا از این‌جا می‌باید برد و الا روشنایی عارضی آفتاب در آن موضع مردی را سود ندهد»4

و چون جنازه به غازانیه رسید در میان انبوه مردم سوگوار جنازه را دفن کردند و چوب ساج هندی جواهرنشانی بر روی محل دفن نصب شد.5

این صندوق چوبی جواهرنشان که مربع شکل بود قبر با شکوهی بود برای ایلخانانی که تا آن زمان قبر نمایانی نداشتند؛ برای همین تجمل زیاد لازم نبود و منبعی نیز از آن زمان تا حال در دستمان نیست که بگوییم بجز صندوق چوبی چیز دیگری بر بالای قبر نصب بود.

دویست و نود سال بعد وقتی برای مدتی تبریز به‌ دست قشون عثمانی افتاد سرداران قشون عثمانی به زیارت غازان خان درآمدند در بندی از نوشته‌ای که در سندی راجع به این زیارت آمده است، قبر غازان خان چنین توصیف می‌شود :

«آنڭ ایچینده بر کوشه‌سینده، بر مصنع کاشی مذهب کوچك قبه داخی اولوب، مزار شریف آندادر»6

(داخل آن در گوشه‌ای با کاشی زیبا و آراسته‌ای یک گنبد کوچک دیگر نیز هست، مزار شریف داخل آن است)

محتملاً این گنبد دوم مربوط به زمان ایلخانی نبود. زیرا قبرآرایی (نه مقبره آرایی) تا این حد در آن زمان وجود نداشت چنانچه گفته شد مرقد چوبی جواهرنشان خیلی بود برای ایلخانانی که تا آن زمان مرقد نداشتند.

دوران تیموریان و ملوک‌الطوایفی را نیز باید نادیده گرفت زیرا هم پایتخت و هم توجه‌شان نسبت به مقبره‌ی غازان شاه کم بود. حکومت‌های محلی آذربایجان هم آن چنان توجهی به قبرآرایی و مقبره‌ی غازانی نداشتند. شنب غازان در آن زمان برای آن‌ها بیش‌تر منطقه‌ای جنگی با اهمیت استراتژیکی بالا به‌شمار می‌آمد.

اما زمان صفوی چنین نبود؛ آن‌ها نه تنها به‌ علت اهمیت استراتژیکی بلکه به دلیل تقدس و اهمیت دینی توجه خاصی به شنب غازان داشتند. برای نمونه شاه تهماسب صفوی گنبد مقبره‌ را که آسیب دیده بود تعمیر کرد و شاه عباس برای محافظت از آن نگهبان و اسلحه اجیر کرد.

با توجه به این که قبرآرایی و تقدیس مقابر بزرگان در این دوره‌ی زمانی افزایش یافت و شنب غازان قطب زیارتی به‌شمار آمد باید احتمال قوی داد که گنبد دومی و کوچک بالای قبر در زمان صفوی ساخته شد.

زمان قاجاز زمان ناگواری برای مقبره بود... زلزله‌ی بزرگ اوایل قاجاریه مقبره و هرچه داخل آن بود را به‌کلی خراب کرد. بناهای غازانیه به خرابه تبدیل شدند.

دکتر عباس نخجوانی فرزند ارشد مرحوم حاج محمد نخجوانی، از علاقمندان به آثار باستانی است می‌گوید : قريب پنجاه سال پيش روزی بر روی ويرانه‌های شام‌غازان از پيرمرد سال‌خورده‌ای اين مطلب را سوال کرديم، گفت : مقابر باقی بود، سنگ‌های مرمر بزرگی داشت، هنگام جلوس مظفرالدين شاه همه را کندند و به عالی‌قاپو بردند.

احتمال دارد در زمان صفوی سنگ قبر مرمری نیز بر روی قبر غازان خان نصب شده بود. سنگ مرمر سنگ به‌کاربرده‌شده در قبر بسیاری از بزرگان صفوی در آن زمان بود.

امروز سنگ قبر غازان خان، آن شاه عدالت‌شعار را خروارها خاک تشکیل می‌دهد.


منابع :

1- دو بیت از شعری از منظومه‌ی احمدی (شهنشاه‌نامه - چنگیزنامه) ؛ احمد بن محمد تبریزی

2- تاریخ مبارک غازانی؛ خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی؛ ص. 207

3- همان؛ ص. 208

4- همان؛ ص. 117

5- İran şehinşahlığının 2500 kuruluş yıldönümüne armağan.s.385-394-395

6- Târîh-i osman paşa ve Tebrîz’in fethi; Yunus Zeyrek; s. 83-84

برج غازانی نه از عثمانی ضرر دید و نه از صفوی آسیب

$
0
0
در مطالب دیده می‌شود که تخریب مقبره‌ی غازانی را به عثمانی نسبت داده‌اند و شاهان صفوی را به‌علت استفاده از مصالح آن از عوامل نابودی مقبره به‌حساب آورده‌اند و استناد کرده‌اند به این مطالب :

«اما بنا بر وصول آوازه‌ی لشکر روم فرصت تخریب قلعه‌ی سابق و ترتیب قلعه‌ی جدید ولاحق نمی‌شد، در این وقت که مراد پاشا به قاعده‌ای که گذشت عود نمود، آن اراده از خاطر خطیر سر زد که منوچهر بیگ ایشیک آقاسی را که مرد کاردیده‌ی کاردان بود به سرکاری عمارت قلعه تعیین فرموده مقرر داشتند که تا اول بهار مصالح و ضروریات از عمارات منهدمه‌ی تبریز خصوصاً شنب غازان که ویرانی به آن راه یافته بود به ربع رشیدی کشیده، در وقت بهار که هوا روی به اعتدال آرد شروع در عمارت قلعه نمایند واحکام مطاعه به صدور پیوست که استادان بنا‌ی و سنگ‌تراش و عمله و فعله‌ی عمارت ازعراق و هر طرف به تبریزآمده به زودی عمارت قلعه را به اتمام رساند»1

«عساکر آل عثمان تنها به قطع اشجار و نهب اثمار آنها قناعت نکردند بلکه انسان‌ها، حيوانات و بناهای ارزنده‌ی اسلامی را نيز تا آخرين حد امکان از پای در آوردند، حتی به بناهايی که مربوط به صفويان و قزلباشها نيز بود ابقا نکردند، عمارات شام غازان را هم از اين معامله مستثنی نداشتند»2

«قسمت بزرگی از اين بنای عهد غازان هنوز بر جای بود و در عرض سه روزی که لشکريان سلطان مراد چهارم به خرابی و تاراج شهر تبريز دست زدند، اين بناها مثل بسياری ديگر از آثار تاريخی شهر نابود شد»3

اما تاریخ چیز دیگری می‌گوید و خوب است منطق را بر برخی منابع منتقدانه ترجیح دهیم.

منبع اول درباره‌ی ساخت قلعه‌ی جدید توسط شاه عباس صفوی می‌باشد. به‌قول اسکندر بیگ چون عجله درکار بود مجبور بودند زود قلعه را تمام کنند که شاه عباس دستور حمل مصالح از عماراتی که خرابی به آن‌ها راه یافته است را می‌دهد و در این بین از شنب غازان نام می‌برد و این نشان‌دهنده‌ی این نیست که حمل مصالح از مقبره‌ی غازانی بوده است بلکه منظور عمارات دور آن بود که برخی به‌جهت زلزله‌ها تخریب شده بود و برخی نیز هدف غیرعمد توپ‌های عثمانی و صفوی قرار گرفته بود.

منبع دوم نگاهی تنفرانه به ترکان عثمانی دارد و قلم تحت تأثیر نگاه و افکار قرار گرفته و از منطق دور شده است.

منبع سوم نیز گرچه شنیده‌ها را نقل می‌کند اما تا حدودی درست می‌گوید اما مقبره را مستثنی نکرده است.

اما اگر در دریای تاریخ سیر شود مطالبی می‌توان یافت که نقض این سخنان است.

شاهان صفوی اگر اقدامات ناشایستی چون حمل مصالح از عمارات تخریب شده به‌‌جای بازسازی آن‌ها داشتند، در عوض در مبحث دین افرادی سخت مذهبی بودند و انتظار این که قصد تخریب مقبره‌ی غازانی که در آن زمان جزو مراکز دینی ایران به‌شمار می‌رفت4 را داشتند غیرممکن است. نمی‌شود این را قبول کرد که شاه تهماسب هم گنبد مقبره را تعمیر می‌کند5 و هم دستور تخریب مقبره را می‌دهد!

شنب غازان برای لشکریان عثمانی هم مکان مقدسی بود؛ چطور می‌توان قبول کرد که همان عثمانی‌هایی که در سال 993 ه.ق بعد از فتح تبریز به زیارت مقبره‌ی غازان شاه شتافتند6 و اولیا چلبی‌ای که به‌همراه خان به زیارت رفته و فاتحه خوانده7 و کاتب چلبی‌ای که مقبره را می‌ستاید8، آن را مورد هدف نظامی قرار داده و غارت و چپاول کرده تخریب کند؟! ثانیاً شنب غازان به‌جهت استحکام و برج و باروی مقاومش نقطه‌ی استراتژیکی فوق‌العاده‌ای بود برای قشون عثمانی تا آن را سنگر خویش قرار دهند و آن‌قدر بی‌تدبیر نبودند که با تخریب آن هم راه را برای صفویان باز کنند و هم مأمنی به این خوبی را از دست بدهند. در این حال به ارزش بالای اولیه‌ی کل شنب غازان در نزد شاهان صفوی هم پی می‌بریم زیرا صفوی‌ها می‌توانستند در اول با تخریب شنب غازان هم به پناهگاه‌گیری شنب غازان توسط عثمانی‌ها پایان دهند و هم امنیت تبریز را بیش‌تر کنند اما در ابتدا این‌ کار را نکردند و حاضر نشدند مکانی را که تمامی مردم ایران به آن اعتقاد داشتند9 و خود نیز بانی و بنای آن را محترم می‌شمردند10 را نابود کنند و اقدام به استحکام بخشیدن و قروق کردن آن کردند.11

البته بعدها عمارات به استثنای مقبره به‌دستور شاه عباس تخریب شد که بعداً در مقاله‌ای به این مبحث خواهیم پرداخت.

مینورسکی یکی از عوامل تخریب آثار مهم تبریز را تعصب شیعیان نسبت به آثار ساخته شده توسط سنی‌ها بیان می‌کند12 در حالی که ما عکس این قضیه را در شنب غازان مستحضریم.


شنب غازان ستاره‌ی اسلام و قبة‌الاسلام بود و تعصبات مذهبی در آن راهی نیافت و چه شیعه و چه سنی آن را ستودند و زیارتگاه خویش قرار دادند.


منابع :

1- عالم‌آرای عباسی؛ اسکندر بیگ ترکمان

2- تاتی و هرزنی؛ عبدالعلی کارنگ؛ ص. 23

3- جغرافیای تاریخی گیلان، مازندران، آذربایجان از نظر جهانگردان؛ ابوالقاسم طاهری؛ ص. 96

4- روضات الجنان و جنات الجنان؛ حافظ حسین کربلایی؛ ص. 440، 528

5- ریاض الجنه؛ محمدحسن حسینی زنوزی؛ ص. 1047

6- Târîh-i osman paşa ve Tebrîz’in fethi; Yunus Zeyrek; s. 83-84

7- ترجمه و تلخیص سیاحتنامه‌ی اولیا چلبی به آذربایجان و تبریز؛ حاج حسین نخجوانی؛ ص. 29

8- جهان‌نما؛ حاجی خلیفه کاتب چلبی؛ ص.381

9- Evliyâ çelebi seyahetnâmesi; s. 267

10- عالم‌آرای عباسی؛ اسکندر بیگ ترکمان

11- همان

12- تاریخ تبریز؛ و.مینورسکی؛ ص. 81

کتاب اصلاحات غازانی

$
0
0
به‌مناسبت هفتصد و سی‌مین سالگرد وفات غازان خان؛ وب‌گاه شنب غازان کتاب اصلاحات غازانی را تقدیم می‌کند.

سلطان محمود غازان خان هفتمین و مشهورترین پادشاه سلسله ی ایلخانی فردی عارف، عادل، متفکر و  و رعیت‌پرور بود. در مدت حکومت خویش دست به اصلاحات وسیعی زد که مجموعه‌ی آن اصلاحات با نام اصلاحات غازانی شناخته می‌شود. این کتاب کاری از وب‌گاه رسمی محله‌ی شنب غازان می‌باشد که با استناد از کتاب‌های : اصلاحات غازانی به روایت جامع‌التواریخ رشیدی نوشته‌ی علیرضا ذکاوتی قراگزلو و کتاب تاریخ مبارک غازانی که قسمتی از کتاب جامع‌التواریخ رشیدی نوشته‌ی عالم و دانشمند بزرگوار خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی وزیر غازان خان می‌باشد، به مناسبت هفتصد و سی‌مین سالگرد وفات غازان خان (11 شوال 1433 / 8شهریور 1391) تهیه شده است.


بارگیری

مولانا میر اسماعیل شنب غازانی

$
0
0
وی یکی از متفکران و دانشمندان و عالمان سدۀ نهم بود. در سال856هـ.ق در شنب‌ غازان تبریز متولد شد. در نوجوانی به هرات رفت و مدتی نزد علاءالدین قوشچی و شیخ حسین منظقی تحصیل کرد. سپس به شیراز رفت و شاگرد ملا جلال‌الدین دوانی شد و در اواخر عمر به موطنش، شنب غازان، بازگشت و سرانجام در سال 919 هـ ق در 63 و به روایتی در سال 928 در 72 سالگی دارفانی را  وداع گفت. از آثار او میتوان به شرح شنب‌ غازانی و شروح فصوص‌الحكمة اشاره کرد. فصوص‌الحكمة يكی از كهن‌ترین و با ارزش‌ترین متون فلسفی است كه از دیر باز مورد توجه بزرگان فلسفه می‌باشد. كهن‌ترين و گران‌سنگ‌ترين شروح فصوص‌الحكمه شرحی است كه به دست میر اسماعیل شنب‌ غازانی به رشته تحریر در آمد.

در کتاب منظرالاؤلیا درباره‌ی وی چنین نوشته شده است :

«آن بزرگوار از سادات عالى‏درجات شنب غازان دارالسلطنه‌ی تبريز بوده و هرگز نماز شب از آن جناب فوت نشده بوده.تحصيل مراتب در خدمت مولانا جلال الدين دوانى‏ كرده وقتى كه مى‏خواست مرخص شده به تبريز بيايد مولانا را وداع كرده برگردد، مولانا مى‏فرمايد كه اين سيدزاده‌ی تبريزى از درخت طبيعت ما ميوه‏هاى رسيده‌ی ما را چيد و برد، اما آن سيدزاده‌ استرابادى-يعنى مير جمال الدين-ميوه‏هاى رسيده و نارسيده‌ی ما را برد!

چون وارد تبريز شد حضرت شاه اسماعيل صفوى نقابت دارالسلطنه را خواست  به‏ آن جناب سپارد؛ قبول ننمود.مدت دوازده سال در مسند ارشاد متمكن شده طريقه‌ی عليّه‌ی تشيع را رواج مى‏داد.شرح اشراق و شرح فصوص الحكم از جمله‌ی مصنفات اوست.

شنيدم زمانى كه سلطان سليم رومى به تبريز آمد خواست آن جناب را با خود به روم‏ ببرد،سيد خود را به ناخوشى زده سلطان سليم لا علاج مانده در وقت رفتن به كوتوال‏

قلعه كه از اهل روم نهاده بود سفارش آن جناب را نمود كه بعد از بهبودى با تدارک تمام او را روانه‌ی قسطنطنيه نمايد.اما اين آرزو در دل سلطان سليم تا قيامت ماند.بعد از چند روز از رفتن قيصر شاه جهانگشا شاه اسماعيل وارد تبريز شده كوتوال قلعه با پاسبانان‏ شهر به قتل رسيدند.

مجملا در سال نهصد و بيست و هشت هجرى يک سال قبل از وفات شاه اسماعيل -انار الله برهانه- به رحمت ايزدى پيوست و در محله‌ی شنب غازان به خاكش سپردند.»1

منسوبیت جایگاه زیارتی خشتی‌ای که به امام‌زاده و پیر مشهور و در مکان مدرسه‌ی خدیجه‌ی کبری‌ی فعلی تا اوایل دهه‌‌های معاصر موجود بوده با قبر میر اسماعیل شنب غازانی جای تأمل دارد.

منابع :

1- منظرالاؤلیا؛ محمد کاظم بن محمد تبریزی؛ ص.79-80

تحفه‌هایی از هند

$
0
0
این مینیاتورها در نسخه‌ی جامع‌التواریخ نوشته شده در لاهور هند در دربار اکبر شاه نقاشی شده‌اند. کتاب در سال 1590 میلادی نگارش یاقته‌ است. مینیاتورها به سبک هندی می‌باشند. عکس‌ها توسط آرشیو وارنر فورمن (Werner Forman Archive) تهیه شده‌اند. در کتابخانه‌ی کاخ گلستان تهران نگهداری می‌شوند.

ساخت ابواب‌البر یا مؤسسات خیریه در غازانیه‌ی تبریز توسط سلطان محمود غازان خان :


اندازه کامل

سلطان غازان خان در حال تنظیم مسائل و قوانین جدید برای شکارچیان :


اندازه کامل

بازداشتن مأموران دولتی طبق فرمان غازان خان مبنی بر ممنوعیت گرفتن مالیات با ظلم و شکنجه‌ی مردم :


اندازه کامل


لغو تعهد شهروندان مبنی بر عرضه‌ی اسب و مواد غذایی به ایلچیان (رسولان) و بازداری ایلچیان از آزار و اذیت مردم در این مورد طبق فرمان سلطان محمود :



دستگیری و مجازات دزدان و راهزنان به‌فرمان غازان خان :


عمارات غازانی قربانی جنگ‌های صفوی و عثمانی

$
0
0
دیگر شنب غازان همان مکانی نبود که بیش‌تر به‌خاطر سرسبزی و آب و هوایش و مرکز فرهنگی بودنش شهرت داشته باشد؛ این شهرت کم و بیش مانده بود اما دو جنبه‌ای که در زمان صفوی بیش‌تر شنب غازان را عنوان می‌کرد یکی جنبه‌ی زیارتی آن بود به‌خاطر مقبره‌ی غازان خان و دیگری که گویا مهم‌تر از همه شده بود، جنبه‌ی اهمیت فوق‌العاده استراتژیکی شنب غازان بود.

عثمانی‌ها از این موقعیت استراتژیکی شنب غازان آگاه بودند چنانچه قبل از دوران صفوی در دوران ملوک‌الطوایفی و تیموری نیز بارها از موقعیت میدانی و جنگی شنب غازان بهره‌ها برده شده بود.1

در اثنای جنگ‌ 1532 تا 1535 میلادی (938 تا 941 قمری) یا سفر عراقین منسوب به سلطان سلیمان قانونی، ابراهیم پاشا وزیر اعظم دولت عثمانی که از طرف سلطان سلیمان مأمور شده بود در اوایل محرم 941 ق / ژوئیه‌ی 1534 م. موفق به تسخیر تبریز شد.

ابراهیم پاشا برای مطیع‌ساختن همیشگی تبریز در قسمتی که مناسب باشد اراده به ساختن قلعه‌ای کرد که این قلعه در شنب غازان ساخته شد آن‌ها شنب غازان را دارالامان لقب داده بودند.2 ابراهیم پاشا در طی نامه‌ای که از تبریز به سلطان سلیمان نوشت در بندهای آخر آن ساخت این قلعه را به حضور سلیمان قانونی چنین می‌رساند :

«تبریزده قلعه بنا اولنماسینی فکر ایدوب بعضی مناسب محل تدارک اولنوب بناسینه مباشرت اولندی»3

(بنا شدن قلعه در تبریز را فکر کرده محلی مناسب تدارک دیده شده و به ساخته شدنش مباشرت شد)

این قلعه‌ی جدید که معروف به قلعه‌ی شنب غازان شد در جوار مقبره‌ی غازانی ساخته شد و ابراهیم پاشا برای ساخت آن مصارف سنگینی را متحمل شد و بعد از ساخت آن هنگام ترک تبریز برای محافظت آن هزار نفر تیرانداز و بعضی امرا را در آن‌جا نگهبان گماشت.4

بارها این قلعه بین دولت عثمانی و صفوی دست به دست گشت و شنب غازان تبدیل به میدان جنگ دولتین مذکور شد.

در این پاره‌ی تاریخ منظور از شنب غازان محدوده‌ی شنب غازان فعلی نبود بلکه محدوده‌ی بزرگی بود که قسمت بزرگ غرب تبریز را دربرگرفته بود و عمارت غازانی و مناطق مسکونی تنها در ناحیه‌ای از آن قرار داشتند زیرا طبیعتاً هم جنگ در منطقه‌ی مسکونی درنمی‌گرفت، دشتی هموار و وسیع بهترین جا برای رویارویی سپاهیان جنگنده بود. وجود دشتی وسیع و هموار، باغات انبوه و مناطق عظیم مسکونی دست در دست هم داده و ویژگی استراتژیکی فوق‌العاده را برای شنب غازان ساخته بودند.

شنب غازان برای عثمانی موهبت بزرگی بود که در دشتش بجنگد و در ساختمان‌های عظیمش که ظرفیت چهار هزار سپاهی را داشت مأمن و مسکن گیرد و در میان باغات پردرختش دشمن را سردرگم کند.

دولت صفوی نیز از این می‌ترسید؛ مخصوصاً وجود عمارات عظیمه و مسکن‌گیری و ساکن شدن عثمانی‌ها در شنب غازان تهدید بزرگی برای فتح تبریز و پیروزی قشون عثمانی بود ولی از طرف دیگر شنب غازان قطب زیارتی مملکت صفوی بود5 و اوقاف غازانی هنوز به‌کار خود ادامه می‌داد6؛ محترم شمردن ساحت غازان خان دولت صفوی را تنها وادار می‌کرد شنب غازان را قروق کند تا مبادا به دست عثمانی بیفتد. حتی در این بحبوحه‌های جنگ نیز شنب غازان زیارتگاه عمومی بود و شاهان صفوی نیز از خدمت کردن و تعمیر عمارات دریغ نمی‌کردند.7

این وضع ادامه پیدا کرد تا زمان سلطنت شاه عباس اول صفوی؛ شاه عباس نیز در اول رویّه‌ی قروق کردن را ادامه داد :

«چون عمارت شنب غازان تبریز که ساخته و پرداخته‌ی معمار همت پادشاه غازان است و مدارس و خوانق بر دور گنبد پادشاه مرحوم که در رفعت و بلندی مشهور جهان و ازغایت ارتفاع ثانی گنبد هرمان است ساخته شده جای مستحکم است به خاطر انور رسید که مبادا رومیه آن را در مقابل کوب قلعه‌ی تبریز گردانیده به ذخایر و یراق و حارس و نگهبان استحکام داده باز گردند و تسخیر آن به سهولت دست ندهد، به آنجا نیز توپ و تفنگ و آذوقه و یراق کشیده فوجی از تفنکچیان قدر انداز را به حراست آن تعیین کردند»8

در سال 1018 هـ/1609 م. در رویارویی‌ای که بین شاه عباس و مراد پاشا سردار عثمانی به‌وجود آمد و سرانجام هم به فرار مراد پاشا انجامید شاه عباس بعد از ختم غائله در شنب غازان نزول کرد و چنین دستوری از وی صادر شد :

«چون عمارات غازانى را كه محيط ضريح آن پادشاه نيكخواه بود استعداد آن ‌مى‌دانستند كه اگر ضرورتى واقع گردد سه-چهار هزار سپاه را مقام مهيّا باشد و نيز مظنّه ‌كه روميّه در تعمير آن كوشيده در حوالى آن قلعه‌اى حصين احداث نمايند و جمعى را درآن باز دارند كه به مقاتله‌ی تبارزه اشتغال مى‌نموده باشند، بنابر اين پادشاه صايب تدبير به‌ تخريب عمارات غازانى امر فرموده حدود آن بر سپاهيان قسمت نمودند. در مدّت سه‌-چهار روز جمهور قزلباش‌ در تخريب آن كوشيده اثرى از آن بناها نگذاشتند، سواى اصل قبّه كه ضريح سلطان محمود غازان بود»9

شاه عباس برای کار خود دلیل آورد؛ او دستور نابودی عمارت غازانی را داد تا تبریز بماند و تبارزه در امان باشد و چنین عمارات غازانی فدای تبریز و تبریزی شد. اما باز اعتقاد عمیق به غازان خان و احترام به وی نگذاشت که تعرضی به مقبره و عمارات مقدس متصل به آن یعنی مسجد جامع و خانقاه شود. یک سال بعد، از مصالح این عمارات منهدم‌شده بود که به رشیدیه بردند و به دستور شاه عباس قلعه‌ی جدیدی احداث کردند.10

جهت یادآوری عرض شود که تقدس و زیارتی بودن شنب غازان برای لشکریان عثمانی هم اهمیت داشت چنان‌چه می‌بینیم بارها سرداران و لشکریان و جهان‌گردانشان به زیارت مقبره‌ی غازانی یا به قول اولیا چلبی مزار نورانی حضرت محمود غازان11 شتافته‌اند. حتی در حمله‌ی سهمگین سلطان مراد چهارم در زمان شاه صفی در ربیع الاول ۱۰۴۵ ق/۱ سپتامبر ۱۶۳۵ م. عمارات باقی‌مانده‌ی غازانی به‌جهت تقدسش از تخریب در امان ماند با این‌که بقایای قلعه‌ی شنب غازان منهدم شد12 و گاهی قلعه‌ی شنب غازان با عمارات شنب غازان اشتباه گرفته می‌شود در حالی که با توجه به اطلاعات به‌دست آمده در سال‌های بعدی مصون ماندن و همچنان پایداری و شکوه مقبره و عمارات را درمی‌یابیم. تنها در زلزله‌ی بزرگ سال 1050 ق/1641 م. بود که در قسمت‌هایی از ساختمان مقبره شکاف ایجاد شد و یک طرف در آن خراب گشت.13

و در نتیجه، چنین در دوران صفویه عمارات غازانی یا عمارات ابواب‌البر قربانی جنگ صفویان و عثمانی‌ها و فدای تبریز شدند و به برکت وجود غازان خان، شنب غازان از تخریب کلی در امان ماند و یقینا اگر مقبره‌ی غازانی نبود در اثر سیاست‌های جنگی هیچ نشانی از شنب غازان نمی‌ماند.


منابع :

1- Gazaniyya, Masashi Haneda, s. 288

2- Gökbilgin, Arz ve Raporlarına Göre İbrahim Paşanın Irakeyn Seferindeki İlk Tedbirleri ve Fütuhatı, Belleten, S.83, C.XXI,s.456.

3- T.S.M.A., Ev.Nr.,4080/2; Gökbilgin, Arz ve Raporlarına Göre İbrahim Paşanın Irakeyn Seferindeki İlk Tedbirleri ve Fütuhatı, Belleten, S.83., C.XXI.,s.476; Kırzıoğlu, Osmanlıların Kafkas Ellerini Fethi, s.149.

4- Karaçelebizade, Süleymanname, s.116; Müneccimbaşı, Sahaiful-Ahbar, Terc.İ.Erünsal, C.II.,s.51; Danişmend, a.g.e., C.II., s.166; Danışman, a.g.e.,C.VI.,s.163.

5- روضات‌الجنان و جنات‌الجنان؛ حافظ حسین کربلایی؛ ص. 528

6- Gazaniyya, Masashi Haneda, s. 289

7- ریاض‌الجنه؛ محمدحسن حسینی زنوزی؛ ص. 1047

8- عالم‌آرای عباسی؛ اسکند بیگ ترکمان

9- روضة‌الصفویه؛ میرزا بیگ بن حسن جنابدی؛ ص. 828

10- عالم‌آرای عباسی؛ اسکندر بیگ ترکمان

11- Günümüz Türkçesiyle Evliyâ Çelebi Seyahetnâmesi, 2. Cilt, Yücel Dağlı - Seyit Ali Kahraman

12- دائرةالمعارف بزرگ اسلامی؛ احمد پاکتچی

13- ترجمه و تلخیص سیحتنامه‌ی اولیا چلبی به آذربایجان و تبریز؛ حسین نخجوانی؛ ص. 10

جواب مهربانیت چه می‌شود؟

$
0
0
این نوشته یک نوشته‌ی سانتیمانتالیسمی است.

ای گنبدی که سر به آسمان‌ها کشیده بودی؛ چه آرام در آغوش زمین خوابیدی؛ روزی خلایق تو را در آسمان‌ها می‌جستند اما امروز من باید در میان خاک‌ها سراغت را بگیرم؛ کجاست آن تقدست؟ کجاست آن احترامت؟ چه بی‌وفا شده‌ایم ما...

ای قبة‌الإسلام، در جنگ‌ها به احترام تو خانه‌ی پدرانمان در امان ماند و بگو امروز به‌خاطر چه رهایت کرده‌ایم؟ نه نامی و نه نشانی... زود می‌گذریم از نامت در حالی که حتی محل دقیقت را نمی‌شناسیم...

ای روضة‌العلیا، ما مدیون توایم، تویی که به خاطر خلق به وجود آمدی و به‌خاطر خلق نیز ازبین رفتی؛ زمانی که مارا زلزله‌زده‌ و بی‌خانمان دیدی فروریختی؛ با تنی مجروح از بی‌وفایی‌های روزگار با تن مجروح از جنگ‌های دراز و این‌بار به یک‌باره خود را فدا کردی تا سنگ و آجرت سنگ و آجر خانه‌ی من شود؛ سرپناه من شود و خود آسمان نیلگون را به خاک تیره ترجیح دادی؛ اما آیا ما مهربانیت را درک کردیم؟ آیا جواب فداکاریت را دادیم؟

آیا زمانی که به فکر احیای ربع رشیدی افتادیم (ربع رشیدی‌ای که به تبعیت از تو ساخته شد) به فکر تو هم بودیم؟ به فکر توای که روزی کل عالم متوجه تو بود؟ به فکر تویی که اماکن محیطت از بین رفتند تا تبریز و تبریزی‌ها در امان باشند؟

مجتهد، شیخ حسین آقا شنب غازانی

$
0
0
در کتاب علمای معاصر آمده است :

آن بزرگوار عالم محقّق، فاضل مدقّق، تقىّ نقى، سليم النفس، كريم الطّبع، نادرة العصر، باقعة الدّهر، حامى الملّة و الدّين و قامع بدع الملحدين، كشّاف دقايق المعانى بفكره‏ الثّاقب، و نقّاد جواهر الحقايق برأيه الصّائب، در موادّ محاضرة و شعب ادب ماهر و در كليّه‌ی موجبات تقدّم و اسباب تفوّق از قبيل تبليغات منبرى و تحقيقات محضرى و قوّت عقل‏ وسعه‌ی خلق و صفای نظر و لطف قريحت، بسيار كم‏نظير است. در علم معقول و منقول و حلّ مشكلات و معضلات حديث و تفسير و فقه و اصول‏ بهره‌ی كامل و حظّى وافر دارند. (سدّد اللّه بيانه و بنانه).

شرح حالی که آقا شیخ حسین شنب غازانی به قلم خود نوشته است :

بسم اللّه الرحمن الرحيم‏
«الحمد للّه ربّ العالمين و الصّلوة و السّلام على سيّدنا محمّد و آله الطّيّبين الطّاهرين». و بعد چون حضرت مستطاب، علم الأعلام و قدوة العلماء العظام، شيخنا الورع التّقىّ‏ الحاج ملاّ على الواعظ التّبريزىّ الخيابانى(نوّر اللّه قلبه السّليم و أيّده بلطفه العميم) كتابى محتوى بر ترجمه‌ی علمای اماميّه از معاصرين، تأليف و تصنيف فرموده‏اند و به‏ مقتضاى حسن ظنّى كه جناب معظّم له نسبت به حقير داشتند، شرح‏حال اين جانب را خواستار و بنده اجابت نموده، شمّه‏اى از گزارش حال را مرقوم مى‏دارم، بلكه سبب تذكّر اخوان مؤمنين بشود. مولد حقير شنب غازان از محلاّت تبريز در 14 ماه محرّم سنه 1304 است. تقريبا از ده سالگى در مكاتب قديمه به طرز و روش قديم به درس مشغول شده، بعد از فراغ از مكتب در مدرسه‌ی طالبيّه‌ی تبريز مدّت متمادى اشتغال به ادبيّات و معانى و بيان نموده، بعدا در محضر حضرت حجّة الأسلام وحيد عصره و فريد دهره آقا شيخ‏ حسين توتونچى (اعلى اللّه مقامه) متون أصول را بر برهه‌ی از زمان تمام نموده‏ام در 26 ذى‏ القعده سنه 1332 به قصد تحصيل عزم عتبات نموده، در چهارم ماه محرّم سنه 1333 وارد كربلا و بعد از زيارت وارد نجف أشرف شدم و اساتيد موجود تاريخ مذكور را تفحّص نموده، در محضر حضرت حجّة الأسلام آقا ضياء عراقى (قدس سره) مباحث الفاظ را در مسجد طوسى، شبها استماع نموده و نوشتم.و در اصول و فقه صبحا و عصرا در محضر آقاى‏ استاد الكلّ شيخ الشّريعة حاضر بودم و اواخر فقه را در محضر حضرت استادنا الأعظم‏ آقاى اصفهانى (اعلى اللّه مقامه) و أصول را در محضر حضرت آقاى نائينى (قدّس سرّه)  حاضر،آنچه از علمين اعلمين تحصيل نموده، در چند مجلّد تنقيح يافته و در رسائل‏عديده مرتّب نموده‏ام :‏

1. رساله‌ در لباس مشكوک

2. رساله‌ی در ابواب صلوة

3. رسالة فى الأستصحاب

4. رسالة فى التّعادل و التّراجيح‏

5. رسالة فى البرائة

6. رسالة فى ابواب الحجّ

7. رسالة فى التعبّدى و التّوصّلى

و غير از اينها از رسائل غير مرتّبه.

در اوايل سنه 1344 از نجف حركت نموده‏ وارد تبريز شدم.[تحرير در اوائل سال 1366].


شیخ حسین آقا شنب غازانی در سال 1395 هجری قمری در 91 سالگی دارفانی را وداع گفت.


منبع :

علمای معاصر؛ علی بن عبدالعظیم خیابانی تبریزی؛ 543

افتتاح راه‌آهن تبریز - جلفا

$
0
0
از رويدادهای مهم سال ۱۳۳۴قمری/1295 شمسی (۱۹۱۶ میلادی) سفر معاون نايب‌السلطنه قفقاز به تبريز برای افتتاح خط راه‌آهن تبریز-جلفاست. ایستگاه راه‌آهن تبریز با مسیر اولیه‌ی تبریز - جلفا درحالی در شنب غازان ساخته شد که در ظاهر برای دولت و مردم ایران به‌جهت ورود صنعت راه‌آهن افتخار بود اما در واقع مسیر راه‌آهن در تبریز که از باغ‌های شنب غازان می‌گذشت نقطه‌ی استراتژیکی فوق‌العاده‌ای بود برای حمل سلاح در بحبوحه‌های جنگ و پیشبرد اهداف سیاسی روسیه تزاری و شوروی و دیگر استعمارگران؛ متأسفانه این کار شنب غازان را ناخواسته وارد میدان جنگ کرد و آزار زیادی در جنگ جهانی اول و دوم به اهالی شنب غازان رسید که هنوز هم بزرگان محله از آن دوران جز روزهای تاریک و وحشتناک برای شنب غازان چیز دیگری نمی‌گویند.

 امپراتوران روسيه يكی از برادران يا شاهزادگان عالی‌مقام را به عنوان نايب‌السلطنه در شهر تفليس پايتخت قفقاز مستقر می‌نمودند و امور مربوط به كشورهای همجوار، خاورميانه و خاور نزديک به‌وسيله‌ی نايب‌السلطنه‌ی روسيه حل و فصل می‌شد. اما راه‌آهن جلفا در آن روزهای حساس و بحرانی جنگ مسئله‌ی مهمی بود و آمدن معاون نايب‌السلطنه قفقاز به ايران با اهميت خاصی تلقی می‌شد. متأسفانه از اين رويداد در نشريات آن زمان جز خبرهای كوتاهی در اين‌باره چيز جالبی ديده نمی‌شد ليكن غلامعلی خان عزيزالسلطان (سردار محترم) كه شوهرخاله‌ی وليعهد و صندوق‌دار دربار او در تبريز بود اين رويداد را روزبه‌روز در روزنامه‌ی خاطرات خود نوشته است.

خاطرات بسیار جالب غلامعلی خان در مورد این روزها در روزنامه‌ی ايران، شماره 3727/30 به تاريخ 86/6/12/15، صفحه‌ی 15 (تاريخ (روابط بين الملل)) آورده شده است که می‌توانید این دست‌نوشته‌ها را که به شام غازان و شهرهای دیگر آذربایجان در مسیر راه‌آهن و توصیف دریای شاهی (دریاچه‌ی ارومیه) و ذکر اسباب و اشیا آن زمان و... پرداخته است و نکته‌های تاریخی بسیاری دارد را در ادامه‌ی مطلب مطالعه کنید.

معماری ایلخانی

$
0
0
شاهان ايلخانی ايالت آذربايجان را مركز قدرت سياسی و نظامی خود قرار دادند و پايتخت‌های خود را در شهرهايی چون مراغه، تبريز و سلطانيه كه همه‌ی آن‌ها در ايالت آذربايجان قرار داشت انتخاب كردند. اين شهرها به‌زودی و در اسرع وقت اهميّت سياسی، اقتصادی  و هنری ويژه‌ای يافته و مركز تجارت و اجتماع هنرمندان گرديد. هلاكو مراغه را به پايتختی انتخاب كرد و رصد‌خانه‌ی مراغه را كه بايد قديم‌ترين بنای دوره‌ی ايلخانی دانست بنياد نهاد.

بعد از يک سده كه از استقرار مغولان در سرزمين ايران گذشته بود، يعنی در سده‌ی هشتم با يک نهضت وسيع ساختمان‌سازی در آذربايجان و ديگر شهر‌ها مواجه می‌شويم كه شایددليل اين رویداد به خاطر اصلاحات غازان‌ خان باشد كه در معماری و طراحی مؤثر واقع شد.

غازان خان شهری مانند غازانیه را که قبلا پدرش ارغون خان هم عمارت‌هایی در آن کرده بود گسترش داد و معماران و هنرمندان بزرگ را به‌ آن‌جا فراخواند، شهر اهمیت فراوان یافت و ابنیه‌‌ی جدید با زیباترین اصول معماری ایلخانی ساخته شدند.

معماری ايلخانی تكنيک‌ها و قالب‌های معماری سلجوقی را به كار گرفت و آثاری با كيفيّت روحانی متفاوت به وجود آورد، امّا اين قالب‌ها به وسيله‌ی نيروهای متشكله‌ی سبک معماری ايلخانی به كلی استحاله يافته و در فضای معنوی خاص آن زمان معنای جديدی پيدا می‌كنند. هر چند معماری سلجوقی و ايلخانی از حيث اوضاع و شرايط متظاهر شدن‌شان با هم شباهت دارند.

- آثار ساختمانی دوره‌ی ايلخانان مرحله‌ای از تاريخ پيوسته‌ی معماری اسلامی ايران است و اشكال (فرم‌های) دوره‌های قبل و خصوصيّات طرح و جزييات آن‌ها را منعكس می‌كند.

- می‌توان گفت كه معماری دوره‌ی ايلخانی با اندک تفاوت ادامه‌ی معماری دوره‌ی سلجوقی است و ايلخانان در حقيقت سبک جديدی در معماری ايران به وجود نياوردند.

- در دوره‌ی ايلخانی نيز مانند دوره‌ی سلجوقی بنياد ساختمان‌های مذهبی مانند مساجد، مدارس و مقابر بر ايجاد ساختمان‌های غير مذهبی برتری داده شد و در درجه‌ی اوّل اهميّت قرار گرفته است.

- معماران دوره‌ی ايلخانی همه‌ی نقشه‌ها، مصالح و روش ساختمانی دوره‌ی سلجوقی را اقتباس كردند.

- نقشه‌ی چهار ايوانی كه در دوره‌ی سلجوقی بسيار متداول بود در دوره‌ی ايلخانی نيز برای بناهای مذهبی مانند مساجد و بناهای غير مذهبی مانند كاروان‌سراها به كار رفت.

- نوع و فرم گنبد به سبک سلجوقی ادامه يافت.

- در مورد مسئله‌ی اساسی قرار دادن گنبد روی سطح مربع، ساختمان‌های ايلخانی از طرحی كه در دوره‌ی سلجوقيان به كار می‌رفت، استفاده كردند.

- مقبره‌ی برجی در معماری سلجوقی اهميّت داشت و در دوره‌ی ايلخانان از آن‌ها به‌عنوان الگو استفاده شد.

- محراب‌های دوره‌ی ايلخانی به همان شكل و ترتيب محراب‌های دوره‌ی سلجوقی است، ولی بعضی از آن‌ها از لحاظ تناسب باريک‌ترند.

- معماران دوره‌ی ايلخانی مانند معماران دوره‌ی سلجوقی سعی داشتند، طاق‌هایی با حداقل قالب و چوب بست بنا كنند.

- تزييناتی كه برای آراستن قصرها و اماكن مذهبی در دوره‌ی سلجوقی و قبل از آن به‌كار برده می‌شد، در اين دوره نيز رايج گرديد.

يادآوری اين مطلب خالی از فايده نيست كه ارتباط ميان دو سبک ايلخانی و سلجوقی چنان نزديک است كه در برخی موارد، عقايد در مورد سلجوقی يا ايلخانی بودن بنا متفاوت است. ولی به‌طور كلی، معماری ايلخانی دارای يک خصلت ويژه‌ی خود بود و در بسياری جنبه‌ها با كارهای سلجوقی تفاوت داشت. تحوّلات، دگرگونی‌ها و برجستگی‌های ممتاز معماری ايلخانی در مقايسه با آثار ساختمانی سلجوقی از اين قرار است :

- ايوان بناهای دوره‌ی سلجوقی عريض و بزرگ است ولی در دوره‌ی ايلخانی اندک تفاوتی پيدا كرده، ايوان‌ها باريک‌تر و مرتفع‌تر شده اند و ستونچه‌های گوشه به تعداد زيادتر نزديک‌تر به‌هم قرار گرفته و خطوط باريک‌تر دارند و قدرت ساختمانی بنا عمداً تمركز داده شده است. هم‌چنين ديوارهای ضخيم ايوان دوره‌ی سلجوقی جای خود را به ديوارهايی داده‌اند كه فاصله يا پنجره دارند.

- در ساختمان‌های دوره‌ی ايلخانی اهميّت زيادی به عموديّت و ظرافت اشكال منتخب داده شده است و با مقايسه با آثار ساختمانی سلجوقی، نسبت اتاق‌ها تغيير داده شده و اتاق‌ها از نظر بلندی، نسبت به اندازه‌های افقی‌شان، بلند شده‌اند.

- در دوره‌ی ايلخانان عناصر و جزييات ساختمانی مشترک با دوره‌ی سلجوقی ظريف‌تر و آراسته‌تر گرديد و اين ظرافت قابل مقايسه با تحوّّلی است كه از اشكال آزمايشی معماری سبک رومانسک، سبک گوتيگ را پديد آورد.

- در دوره‌ی ايلخانی ديوارهای بسته و سنگين سلجوقی جای خود را به روزنه‌های زياد و نيز فضاهای داخلی نورانی می‌دهند.

- در دوره‌ی ايلخانی فضای معماری روشن‌تر و بازتر به نظر می‌رسد و اين كاملاً عكس ابنيه‌ی تاريک دوره‌ی سلجوقی است.

- مناره‌های ايلخانی اغلب قطور و كوتاه‌تر از مناره‌های سلجوقی است.

- در دوره‌ی سلجوقيان معماری و طراحی در مرحله‌ی آزمايشی بود، در صورتی كه در دوره‌ی ايلخانان مسئله‌ی عمده تلفيق و تركيب اشكال ساختمانی و تزيينی موجود بود.

- مقرنس‌كاری از خصوصيّات معمولی معماری سلجوقی بود، ولی در دوره‌ی ايلخانان اشكال مزبور كامل‌تر و مفصّل‌تر شد و تنوع زياد حاصل كرد، و از چهار دسته‌ی آن مقرنس جلو آمده، روی هم قرار گرفته، و به شكل بدون آويز در خارج و داخل بناها استفاده گرديد.

- در زمان سلجوقيان سطح طاق را با طرح پوششی و يا به‌وسيله‌ی آجركاری تزيينی ظريف در قطعات مختلف آن، جالب توجه می‌نمودند. در دوره‌ی ايلخانان سطح داخلی طاق با گچ سفيد پوشيده و طرح‌های هندسی روی آن كنده می‌شد كه با اضافه‌كردن رنگ جلوه‌ی بيش‌تری پيدا می‌كرد. هم‌چنين برای ساختن پشته يا رگه‌ی مصنوعی يا جلوه‌دادن شكل آن‌ها گچ به‌كار می‌رفت.

- به‌طور كلی در بناهای ايلخانی، سختی و خشكی كاهش يافته، فضاهای خالی بيش‌تر شده و روشنايی افزون‌تر و بهتر طراحی شده است. بناها جامع‌تر و دارای يک‌پارچه‌گی بيش‌تر، جزييات آراسته‌تر و نقطه‌ی اوج نمايان‌تر است. به‌علاوه، گنبد، كه معمولاً دو سوّم يک ساختمان را در بر می‌گيرد، با برازندگی بيشتری با بنايی كه بر تاركش قرار گرفته، به وحدت رسيده است. نيروی خشن و مستقيم گوشواره‌ی سلجوقی ماهرانه تعديل شده و احساس هماهنگی تناسب و برازندگی بنا در مجموع به‌طور محسوسی فزونی گرفته است.

- در دوره‌ ايلخانی نوآوری‌ها و عناصر زير حاكم بر معماری بود:

 مقياس عظيم، شكوه و عظمت، توجّه و اهميّت دادن به اصول معماری، تركيب و آرايش هماهنگ، تكامل نقشه‌ی چهار ايوان، باريک‌كردن ساختمان و علاقه‌ی آگاهانه به تأكيد در عموديّت و دراز نمايش دادن بنا، احداث ساختمان‌ها با دقّت و توجّه قابل ملاحظه، مداومت ساختن ابنيه مركب در دستگاه‌های متعدد، ترجيح محل مرتفع برای ساختمان مهم، تكميل طاق‌های هم‌بر و حياط‌های باريک‌تر، استعمال شيوه‌ی ساختمانی طاق‌های سبک ابنيه‌ی كوچک به‌وسيله‌ی قوس‌های سبک برای ساختمان گنبد فوقانی گنبدهای دو پوششه، تمايل كلی به سوی ايجاد وقفه در يكنواختی ديوار در بعضی از ساختمان‌های هشت‌گوش، تكامل گنبد دو جداره آجری، ايوان بلند سردر كه يک جفت مناره‌ی بلند در طرفين آن قرار داشت، تحوّل تزيينی محراب‌ها، استعمال مقرنس برای مقاصد تزيينی و همين‌طور ايجاد قرنيس‌هايی با رديف‌های بيش‌تر و استقامت داخلی كم‌تر، استعمال نقش كوچک لعاب‌دار كه در داخل ديوار جای داده می‌شد و استعمال آجركاری معلّق كه تا آخر قرن هشتم هجری قمری به كلّ منسوخ شد، زيرا تزيينات سفالی و لعابی روی سطوح بزرگ متداول گرديدند؛ مهارت فوق‌العاده در گچ‌كاری و استفاده‌ی زيادی كه از آن به انواع مختلف به عمل می‌آمد، تكميل استعمال گچ به عنوان روكش بنا، استفاده از كاشی‌های لعاب‌دار و جلادار كه دارای مناظر طبيعی و تخيّلی است، هم‌چنين كاشی‌هايی با خطوط برجسته و گود و ترسيم حواشی و اشكال مختلف و شاخ و برگ و ديگر استفاده از كاشی‌های صليبی‌شكل و ستاره‌ای، ظهور خط ثلث كه به تدريج جانشين خط نسخ می‌گردد.


منبع :

برجستگی‌های معماری اسلامی ایران در دوره‌ی ایلخانی؛ حبیب شهبازی شیران (با اندکی دخل و تصرف)

هنر گچ‌بری ایلخانی

$
0
0
در دوره‌ی ایلخانی روند هنر گچ‌بری به سرحد کمال مطلوب رسید. به‌وجود آمدن محراب‌های گسترده با انواع خط‌های کوفی و خط‌های سلطانی، دیوانی، رقعی، و به کارگیری انواع گره هندسی با نقوش اسلیمی توماری و اسلیمی ماری در لابلای کتیبه و اسپرهای خط با گل و برگ‌های پهن گود و برجسته، عظمت و شگرفی‌های فراوان در آثار ایران و هنر گچ‌بری در آن به وجود آورده شده است.1

از گچ‌بری‌های خطی یافت شده در شنب غازان که در نمایشگاه غازانیه به نمایش درآمده بود :

نوشته : الله؛ خط : کوفی

نوشته : غازان قاآن؛ خط : کوفی

نوشته‌ی دیگری از این نوع گچ‌بری‌های یافت شده«خلدالله ملکه»می‌باشد که به همان خط کوفی هست.


منبع :

1- Fa Wikipedia

عوامل مؤثر در شکل‌گیری شهرها؛ شکل‌گیری غازانیه

$
0
0

از مهم‌ترین عوامل مؤثر در شکل‌گیری شهرها وجود آب، ناهمواری، عرض جغرافیایی، راه‌های ارتباطیو عامل دفاعی می‌باشد که شام و یا شنب تمام این ویژگی‌ها را که تبدیل به یک شهر شود کسب کرده بود.

شنب غازان قبل از تبدیل شدن به شهر ارغونیه؛ روستایی با خاک مناسب و منابع آب بود و شامیا شنبنامیده می‌شد؛ خاک مناسب و وجود آب از عوامل اصلی ایجاد روستا به‌شمار می‌آید. فعلاً سندی که از اوضاع شنب غازان در دوران روستایی خود در هشت قرن پیش اطلاعاتی بدهد در دست نیست همین‌قدر می‌دانیم که روستایی بود خوش آب و هوا و حاصلخیز در میان باغ عادلیه1که نظر ارغون خانچهارمین پادشاه ایلخانی را به خود جلب کرد.

حال به پژوهش در مورد عوامل اصلی مؤثر در ایجاد شهرها و برخورداری شام از این ویژگی‌ها می‌پردازیم :


1- وجود آب

وجود آب مهم‌ترین عامل شکل‌گیری شهر و روستاست. شام یک منبع آبی بزرگ داشت که آجی‌چای بود؛ حتی زمانی که خواجه رشیدالدین از ارغونیه بحث می‌کند آن را بر ساحل رود آجی چای معرفی می‌کند.2

آب‌های زیرزمینی نیز از منابع مهم آبی شام بود؛ با توجه به همواری و کم‌ارتفاع بودن سطح زمینی شام دسترسی به آب‌های زیر زمینی آسان‌تر از تبریز و ربع رشیدی بود حمدالله مستوفی هم به این امر اشاره می‌کند :

«و در تبریز چاه سی گز کمابیش به آب رسد و در شام به ده گز برسد و در ربع رشیدی از هفتاد گز بگذرد.»3

بعد از آن‌که ارغون خان شام را پسندید قناتی در این‌مکان احداث کرد که به نهر ارغونیه معروف شد.4

غازان خان هم یکی از عمارات ابواب‌البر را حوض‌خانه یا آب‌انبار انتخاب کرد و یک منبع بزرگ آبی رایگان احداث شد.5

این عوامل آبی در روند شکل‌گیری شهر غازانیه نقش بزرگی ایفا کردند و علاوه بر نقش آن‌ها در توسعه‌ی شهری بر زیبایی شام هم افزودند طوری که این بطوطه در سال ۷۳۱ ق/۱۳۳۱ م. در بین تعاریف خود از شام به این امر اشاره می‌کند :

«انزلنی الامیر تبلک الزاویه و هی مابین انهار متدفقه و اشجار مورقه»

(مرا نیز در این زاویه که در میان آب‌های روان و درختان سرسبز قرار گرفته بود منزل دادند)6


2- ناهمواری

شام یا شنب منطقه‌ای پست و جلگه‌ای بود و هنوز هم پستی آن مشهود است؛ و ارتفاع کم آن نسبت به تبریز باعث شده بود آب‌هایی که به طرف دریاچه‌ی ارومیه سرازیر بودند از زمین‌های شام بگذرند و خاک حاصلخیز و مناسب آن در کنار آب و هوای مساعدش باعث سرسبزی زمین‌های آن شده بود و گویا بدین جهت هم بومیان آن‌جا، این مکان را شام یا شنب نامیده بودند. و این بود که باعث جذب پادشاهان ایلخانی می‌شد. خواجه رشیدالدین از شام به‌عنوان مرغزار شامهم یاد کرده است7و مرغزار در لغت به معنی زمینیست که از سبزه پوشیده باشد.


3- عرض جغرافیایی

عرض جغرافیای شنب غازان 38 درجه است و در زاویه‌ی تابش اختلاف چندی با تبریز ندارد اما ارتفاع کم شام _ با توجه به این‌که با بالا رفتن ارتفاع دما کاهش می‌یابد_ موجب شده بود تا در مقابل تبریز و رشیدیه از دمای ملایم‌تری در فصول سرد برخوردار باشد و در فصول گرم نیز وجود منابع آبی باعث تعادل در گرمی و سردی شنب می‌شد و باز نقطه‌‌ عطفی بود برای ایجاد شهری نوین و خواب‌گاه قرارگرفتن توسط شاهان.


4- راه‌های ارتباطی

غازانیه از نظر این‌که مشرف به جلگه‌ی تبریز بود و از حصار کوهستانی تبریز فاصله داشت می‌توانست مرکز ارتباطی خوبی میان شرق و غرب و شمال و جنوب باشد. با روی‌ کارآمدن ایلخانان و انتخاب تبریز به پایتختی و دوران غازانی، غازانیه درست در مسیر جاده‌ی ابریشم قرار گرفت و خواجه رشیدالدین به این امر اشاره می‌کند و بیان می‌کند که به فرمان غازان خان :

«تجار که از روم و افرنج (فرنگ) رسند بار آن‌جا گشایند»8

بنابراین شام پلی بین تبریز و اروپا قرار گرفت. البته این برای تجار هم خوب بود چون هم از شلوغی شهر تبریز دچار گرفتاری نمی‌شدند و هم از مناظر طبیعی و تماشای عمارات آن برخوردار می‌شدند. تمغاجی غازانیه هم، مالیات تمغا را همان‌جا می‌گرفت و به‌عنوان خراج تبریز حساب می‌شد این‌کار برای این بود که منازعت نیفتد و هم تجار آسوده‌خاطر باشند.9

به‌علاوه این پل ارتباطی بودن غازانیه باعث پیشرفت اقتصادی آن هم شد؛ انتقال درآمد ولایت اوجان و چند دهکده به غازانیه هم از عوامل دیگر پیشرفت اقتصادی در آن‌جا بود.


5- عامل دفاعی

از این‌که غازانیه از اول دارای برج و بارو بود منبع مستندی تابه‌حال به دستمان نرسیده اما بعید به‌ نظر نمی‌آید که شهری به‌ این مهمی که خواب‌گاه پادشاه هم بوده دارای دیوار دفاعی نباشد اما در هر حال غازانیه اگر برج و بارو هم نداشت از نظر طبیعی ویژگی‌هایی داشت که کم از دیوار دفاعی عمل نمی‌کرد؛ دشت وسیع غرب آن و باغات دور آن که با درختان انبوهی پوشیده شده بود و در کنار آن ساختمان‌های محکمش به آن اهمیت استراتژیکی بالایی بخشیده بود به‌طوری که لشکریان سلطان مراد چهارم برای عبور لشکریان و مهمات ناچار به قطع درختان شدند10غازانیه چند سال بعد از تبدیل به شهر شدنش میعادگاه جنگ‌ها و فرماندهی‌های بزرگ شد حتی عثمانی دارالامان‌ـش نامید11و اقدام به ساخت قلعه‌ای در آن‌جا کرد.12پس از توقف توسعه‌ی غازانیه عامل دفاعی آن مهم‌ترین عامل جلب دولت‌ها حتی تا جنگ جهانی دوم به شمار آمد که در بحثی جداگانه مفصلا به این موضوعات خواهیم پرداخت. در عین حال همین عامل دفاعی هم در کنار تخریبات طبیعی از مخرب‌ترین عوامل پس‌رفت و تخریب غازانیه به شمار آمد.


با توجه به متن‌های بالا عواملی که در ایجاد و شکل‌گیری شهرها مؤثر هستند همگی در غازانیه متمرکز بودند و از این جهت هم مورد توجه پادشاهان قرار گرفته و موجب توسعه‌ی روستای شام به شهر ارغونیه و سپس شهر غازانیه شدند.متأسفانه غازانیه بعد از مرگ غازان خان و سپس سقوط سلسله‌ی ایلخانی از گسترش شهری ماند و در اثر عوامل جنگی و طبیعی کوچک‌تر شد و به‌ تبریز پیوست. هرچند دیر یا زود این امر به وقوع می‌پیوست حتی غازان شاه هم این امر را پیش‌بینی کرده بود.13

شنب غازان امروز یادگار شهر باشکوه غازانیه‌ی گذشته است.


منابع :

1- تاریخ مبارک غازانی؛ خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی؛ ص. 117

2- جامع‌التواریخ، جلد 3؛ خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی؛ ص. 414

3- نزهة‌القلوب؛ حمدالله مستوفی؛ ص.76

4- جامع‌التواریخ، جلد 2؛ خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی؛ ص. 1179

5- تاریخ مبارک غازانی؛ خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی؛ ص. 211

6- از بین‌النهرین تا ماوراء‌النهر (پژوهشی در سفرنامه‌ی ابن بطوطه)؛ علی رودگر؛ ص. 165

7- تاریخ مبارک غازانی؛ خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی؛ ص. 94

8- تاریخ مبارک غازانی؛ خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی؛ ص. 206

9- همان

10- جهان‌نما؛ حاجی خلیفه کاتب چلبی؛ ص. 381

11- Gökbilgin, Arz ve Raporlarına Göre İbrahim Paşanın Irakeyn Seferindeki İlk Tedbirleri ve Fütuhatı, Belleten, S.83, C.XXI,s.456.

12- Karaçelebizade, Süleymanname, s.116; Müneccimbaşı, Sahaiful-Ahbar, Terc.İ.Erünsal, C.II.,s.51; Danişmend, a.g.e., C.II., s.166; Danışman, a.g.e.,C.VI.,s.163.


مراسم عاشورا در شنب غازان؛ مراسمی به قدمت تشکیل غازانیه

$
0
0
عزاداری  اباعبدالله الحسینو شهیدان کربلادر دنیای اسلام با توجه به فزونی پیروان متعصب مذاهب غیر شیعی با دشواری بسیاری انجام می‌گرفت از طرفی هم سنی بودن حکومت‌های اسلامی بر این دشواری می‌افزود تا این‌که دولت شیعه‌ی آل بویه هنگامی که در سده‌ی چهارم هجری بر مسند قدرت تکیه زد، راه برای اجرای مراسم سوگواری حسین(ع) در ملأ عام، حتی در خود بغداد- مرکز خلافت-هموار شد. دولت فاطمی هم اقداماتی در این راه انجام داد. اما با روی کار آمدن سلجوقیان سنی‌مذهب و متعصب اجرای آزادانه‌ی عزاداری‌ها متوقف شد تا زمانی که مغول‌ها روی کار آمدند.

هولاكو خان به همه اديان و پيروانش احترام می‌گذاشت و اهل علم و افراد با لياقت را ارج می‌نهاد؛ اگر چه با او هم‌مسلک نمی‌بودند؛ به همين جهت ـ آن روزی كه فاتحانه وارد بغداد شد ـ ميان علمای شيعه و اهل سنت گردهمايی و همبستگی به‌هم رساند. این آزادی موجب رشد و قوت تشیع شد.

در سال 694 ه.ق زمانی که غازان خان پسر ارغون خان اسلام آورده و به حکومت رسید به سلطان محمود غازان خان شهرت یافت. اقدامات غازان‌ خان برای بسط و گسترش اسلام در دولت ایلخانان، دستاوردی درخور برای شیعیان داشت. غازان‌ خان برای اهل بیت و خاندان علی(ع) احترامی ویژه قائل بود.1از این رو برای طلب یاری به زیارت مشاهد متبرکه‌ی کاظمین، نجف اشرف، و کربلا رفت و نذورات، صدقات و موقوفات بی‌شماری برای آن‌ها مقرر داشت.2شیعیان با اقدامات او قوت گرفته و مراسم و آیین‌های مذهبی و از جمله مراسم عاشورا را با شکوه هر چه تمام‌تر اجرا می‌کردند. با اقدامات غازان‌ خان، کلیه‌ی بیابان‌های دشت کربلا به دشتی سرسبز مبدل شد و نهر غازانی برای آبیاری آن احداث گردید و اطراف آرامگاه امام حسین(ع) پر از مزارع و باغ‌ها شد.3

با آن‌که غازان خان خود در ظاهر مذهب سنی داشت و مردم تبریز اکثراً شافعی‌مذهب و حنفی‌مذهب بودند؛ عشق به مکتب اهل بیت و اجرای مراسم عاشورا با استقبال حکومت غازانی و مردم پایتخت مواجه شد و بهترین دلیل برای این‌، وقف مخارجی برای مصارف روز عاشورا در بین موقوفات غازانیه‌ (شنب غازان) است.  بنابر صورت وقف‌نامه‌ی غازانیه که بیان می‌کرد خرجی برای مصارف عاشورا کنار گذاشته شود4؛ در شنب غازان تا زمانی که کار تولیت و اجرای اوقاف ادامه داشت مراسم عاشورا اجرا می‌شد و باتوجه به این‌که در زمان صفوی ادامه‌ی اجرای موقوفات متوقف شد و دولت صفوی هم مذهب شیعه را رسمی کرد و مردم تبریز هم شیعه مذهب بودند باید گفت با توقف اجرای امور اوقاف غازانی مراسم وسوگواری عاشورا متوقف نشد و تا به امروز شنب غازان یکی از مراکز اجرای باشکوه مراسم محرم و عاشورا بوده و هست.

محرم و اجرای مراسم عاشورا در شنب غازان قدمتی به طول تشکیل شهر غازانیه دارد.


منابع :

1- تاریخ مبارک غازانی؛ خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی؛ ص. 190 - 191

2- همان؛ ص . 190 - 191 - 208

3- همان؛ ص . 202- 203 - 204

4- همان ص. 212

قۇزی مئیدانی

$
0
0
قۇزی مئیدانی، میدانی است در شنب غازان که به‌عنوان میدان مرکزی محله هم به‌حساب می‌آید.

تابه‌حال سندی به‌عنوان این‌که بیان کند میدان مرکزی شنب غازان امروز قبل از موسوم شدن به قۇزی مئیدانی چه نام داشته است در دسترس نیست. اگر به‌سال‌های دورتر؛ زمانی که عمارات غازانی موجود بودند نظر افکنیم؛ قۇزی مئیدانی ضلع شرقی مقبره‌ی غازانی محسوب شده و خانقاه یا مسجد جامع در این قسمت قرار داشت.

قۇزی یا قۇزۇ در زبان ترکی آذربایجانی به‌معنای گوسفند جوان یا بره است و در استعمال عموم به‌معنی عام گوسفند هم به‌کار برده می‌شود. مئیدان هم معادل میدان است و معنی قۇزی مئیدانی در فارسی میدان گوسفند است.

گوسفند در فرهنگ آذربایجان نقش به‌سزایی داشته است. گوسفند و دامداری عامل رونق زندگی اجتماعی بسیاری از اقوام باستان و ترکان بوده است. این اقوام ظروف خود را مزین به نقش گوسفند می‌کردند و مجسمه‌های آن‌ها را می‌ساختند که تا به امروز موجود است. حتی دولت‌هایی مانند قاراقویونلوها و آق‌قویونلوها نیز اسم خود را از این حیوان گرفته‌اند. در بایاتی‌های آذربایجان بارها به نام این حیوان برمی‌خوریم. در گاه‌شماری ترکی یکی از سال‌های دوازده‌گانه به‌نام این حیوان استو...

بنابرین نفوذ این حیوان در فرهنگ و فولکلور مردم باعث شده بود استعداد این را داشته باشد که نام آن در عنوان نام میدان مرکزی محله گنجانده شود.

اما برای بیان مستندترین دلیل که چرا اهالی شنب غازان این نام را برای میدان مذکور انتخاب کرده‌اند باید به اوایل نیمه‌ی اول قرن حاضر برگردیم.

اهالی شنب غازان کشاورز و دامدار بودند. فقیر و غنی به‌نسبت دارایی خود دام داشت. در محله فردی به عنوان چوپان انتخاب می‌شد (به‌عنوان مثال مرحوم میرعباسعلی جعفری غازانی). هر روز صبح زود چوپان در میدان مذکور منتظر می‌ماند تا مردم دام‌های خود را به میدان آورده تحویل دهند. زمانی که گوسفندان حاضر می‌شدند میدان پر می‌شد؛ چوپان آن‌ها را به مراتع سرسبز اطراف مناطق مسکونی شنب غازان می‌برد. در چراگاه فردی هم باعنوان قوْرۇقچی (محافظ) حضور داشت که از زیان رساندن گوسفندان به مزارع کشت‌شده جلوگیری می‌کرد. عصر چوپان گوسفند‌ها را به میدان برمی‌گرداند و مردم برای تحویل گرفتن گوسفندان خود حاضر می‌شدند. دام‌ها آن‌قدر عادت‌کرده شده بودند که اگر صاحبشان هم نمی‌آمد خود راه طویله‌ی خویش را گرفته و می‌رفتند.

این فعالیت روزمره که میدان را به میعادگاه حاضرکردن گوسفندان برای بردن به چرا و برگرداندن و تحویل‌دادن آن‌ها به صاحبشان معروف کرده بود؛ باعث شد که اهالی نام قۇزی مئیدانی را برای آن برگزینند.

شایان ذکر است که این میدان بعد از انقلاب به‌نام رسمی میدان انقلابتغییر یافته است اما هنوز هم در بین عموم با همان نام قۇزی مئیدانی شناخته و نام‌برده می‌شود.


-باتشکر از راهنمایی‌های حاج زین‌العابدین جباری غازانی

Article 1

$
0
0
باسلام

باتوجه به‌اینکه از مطلب‌هایی استفاده شده و خواهد شد که در قرن معاصر اتفاق افتاده‌اند باید عرض کرد که به‌دلیل مستند نشدن مطالب در این دوران، به‌ناچار وب‌گاه شنب غازان روش شفاهی و مصاحبه‌ای را اجرا کرده و پس از تحقیق و تفحص از افراد معتمد مطلب خود را به‌اشتراک می‌گذارد.

باتشکر از توجه و لطف شما.

اۇرۇس گلیر (روس می‌آید)

$
0
0
کم کم هوا داشت پاییزی می‌شد؛ زمان برداشت محصولات فرامی‌رسید؛ جامعه‌ی پاک،ساده‌دل و صمیمی شنب غازانی کم کم داشت با ناگواری‌ها می‌ساخت که در بعدازظهر روزی در محله جار افتاد :

- اۇرۇس گلیر... اۇرۇس گلیر... (روس می‌آید)

گفتند در خانه‌ها پناه بگیرید و روشنایی‌ها را خاموش کنید. مردم سراسیمه شدند؛ گویاوحشتناک‌ترین خبری بود که می‌شنیدند؛ روس عامل یک قرن بدبختی ملت ایران شده بود؛بزرگ‌ترها خوب می‌شناختندش کسانی که ذهنشان می‌توانست روزهای جنگ جهانی اول رامرور کند خوب می‌دانستند با که طرفند؛ کسانی هم که جوان‌تر بودند و آن روزها را به‌خاطرنداشتند در ذهن خویش از روس هیولایی ساخته بودند که چه‌بسا خیلی زود فهمیدند ارتش روس آدمیزادیست که از هیولای تخیلی آن‌ها هم بدتر است. مردها، زن‌ها و کودکان را در تاریکی خانه پناه دادند و خود به تپه‌های گۆنبزکه از ویرانی مقبره‌ی غازان خان ساخته شده بود رفتند؛ روی تپه‌ها ایستادند و شمال را نگریستند...

بالاخره روس آمد با توپ و تفنگ با بی‌رحمی تمام؛ناگهان آتشی از آسمان آمد، صدا برخاست، روزهای جنگ جهانی اول در خیال مردمان رنجیده ولی شجاع و پخته از جنگ شنب غازان تداعی شد؛ کاش می‌توانستند در مقابل لشکر شوروی بایستند...

شب گذشت و صبح زود مردم با عجله به زمین‌های کشاورزی رفتند؛ این زمین‌ها مهم‌ترین راه امرارمعاش شنب‌غازانی‌ها بود... زمان برداشت از موعد مقرر زود بود؛ برای این‌کارشان دلیل  خوبی داشتند؛ طبق معمول، آن‌طور که می‌اندیشیدند در هنگام برداشت سالدات‌ها ریختند و محصولات را پایمال کردند؛ اما مردم نیز در کنار آنان شجاعانه سرشان را مشغول کار خودکرده به خانه برگشتند و محصولات را از کال و رسیده در خانه انبار کردند. جنگ‌ها ادامهیافت؛ طبق عادت هفتصدساله دشمن باز شنب غازان را به میدان جنگ تبدیل کرد در یکی ازباغ‌های آن در اشاغی چؤل به‌نام «میرزامحممد باغی» سنگر گرفت؛ «تپه‌ دیبی» را در جاده‌سنتوی امروزی  میدان مشق خود انتخاب کرد؛ «ایستگاهراه‌آهن» هم که در شنب غازان بود نقطه‌ی ثقل ارتش شوروی محسوب می‌شد.

ارتش ایران مقاومت می‌کرد و بالون1های روس بمب‌های خود را بر سر مردم بی‌نوا می‌ریخت؛ حتی چند بمب در شنب غازان افتاد؛ کودکان در ذهن خود معنی‌ای برای این‌ چیزها نداشتند؛ خیلی متأثر شدند؛ تا سال‌ها از بالون می‌ترسیدند؛ این ترس باعث افسردگی و بیماری اعصاب در کودکان شد و کودکان بسیاری از شدت بیماری جان باختند. حتی کودکانی که هنوز چشم به دنیا بازنکرده بودند؛ شنب غازان بسیاری از زن‌ها و کودکان را قربانی داد.

روس 5 سال ماند و تلخ‌ترین دوران را برای مردمشنب غازان چشاند؛ مردان و درکنار آنان شیرزنان باغیرت شنب غازان بارها با سالدات‌های متجاوز درگیر شدند وهمیشه هم مجبور به فرارشان کردند.

وقتی از بزرگان محله در موردآن زمان که روس آمد می‌پرسی ماجراها دارند تا بگویند؛ می‌توان بغض را در گلویشان احساس کرد می‌توان ضجه‌ی مادری؛ جیغ کودکی، گریه‌ی پدری و آتش ناشی از بمباران را در نگاهشان دید با این حال از پهلوانی‌ها هم می‌گویند از شجاعت،از درایت، از نترسی واز نقش‌برزمین‌کردن سالداتی مسلح و چشم‌چران، به‌‌دست مردی ساده‌دل و بی‌سلاح... آن پنج سال دورانی بود گرچه تلخ، گرچه مشقت‌بار اما دلاوانه، شجاعانه و نمونه‌ی ایستاده‌گی درپای ناموس و وطن.

شنب غازان در طول تاریخ اسوه‌ی ایستاده‌گیست.


پانوشت :

1- بالون (Bâlûn) : اسمی که در آن زمان به هواپیما اطلاق می‌شد. جالب است بدانید امروزه در زبان مازندرانی هم هنوز به هواپیما بالون می‌گویند.

بهره‌برداری 24 متری گۆجۆوار یوْلی (استاد شهریار)

$
0
0
بالاخره‌ی رویای چندین ساله‌ی اهالی منطقه‌ی تاریخیو شهیدپرور شنب غازان طی پروژه‌ای چند ساله دیروز (1391/9/26) به‌تحقق پیوست.





عکس‌های فوق از وبسایت شهرداری منطقه 6


گۆجۆوار یوْلی که به‌تازگی استاد شهریار نام گرفته مسیر مهمّ اما کم‌عرضی بود که پیشینه‌ی آن را با توجّه به بافت و اهمیّت آن باید به قرن‌ها قبل نسبت داد. خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی در کتاب جامع‌التواریخ اشاره می‌کند که غازان خان شهری بزرگ‌تر از محوّطه‌ی قدیم تبریز ساخت و آن را غازانیّه نام نهاد فرمان داد تا تجّار که از روم و فرنگ برسند بار آن‌جا بگشایند (اقامت کنند)1و این بهترین دلیل برای عبور مسیر جادّه‌ی ابریشم از شنب غازان می‌باشد که طبیعتاً و منطقاً هم می‌بایست بعد از ساخت چنین شهر مجهزی کاروان‌های تجاری قبل از ورود به شهر تبریز وارد شنب غازان شوند و به‌دستور غازان خان بار خود را آن‌جا گشایند و مأموران وصول تمغا (تمغاجی‌) که به‌دلیل نیفادن منازعت با تمغاجی تبریز یکی بود مالیات تمغا را از آنان بستاند.2اما شنب غازان در اوایل قرن معاصر دارای چهار راه مهم بود که دو مورد آن از اهمیّت بیش‌تری برخوردار بودند یکی : گۆجۆوار یوْلی که محل رفت و آمد اهالی گۆجۆوار و مسیر تابع بود و دیگری مایان یوْلی (امروزه خیابان فرهنگ نام گرفته) که مسیر رفت و آمد اهالی مایان و مسیر تابع بود. مسیر جاده‌ی ابریشم باید یکی از این دو راه بوده باشد اما از طرفی با توجّه به بافت غازانیّه‌ی هفت قرن پیش دو راه باید باشد که قبل و بعد از میدان مقبره ترکیب شده و یک راه می‌شوند و بنابراین چه هردو این راه‌ها و چه گۆجۆوار یوْلی را باید همان مسیر جادّه‌ی ابریشم دانست. بهتر است اشاره شود 18 متری شنب غازان نمی‌توانست جاده‌ی ابریشم باشد زیرا مقبره‌ی غازانی سد معبر بود.


بنابراین گۆجۆوار یوْلی یا استاد شهریار از اهمیّت بالایی در گذشته برخوردار بود حتی در حین حفْاری‌های لازم طیّ پروژه‌ی راه‌گشایی بسیاری از ظروف متعلّق به دوره‌ی ایلخانی بیرون آمدند که به‌علت بی‌توجّهی طعمه‌ی لودر شده و تکهّ-تکّه شدند؛ این نیز نشان‌دهنده‌ی تاریخ درخشان این راه در گذشته می‌باشد.

به هرحال با توجّه به توسعه‌ی شهری در طی چند سال گذشته؛ گۆجۆوار یوْلی مذکور بیش از پیش نیازمند راه‌گشایی برای جلوگیری از ترافیک عبوری بود.

راه‌گشایی اخیر موجب ایجاد خیابانیبه طول 800 متر و عرض 24 متر شدکه به‌نقل از شهردار منطقه ششجهت احداث آن 109 ملک با هزینه‌ی 70 ملیارد ريال تملک گردیدهو اعتبار کلی مصرف شده برای این طرح 85 میلیار ریال بود.

به‌نقل از مهندس جواد نجات نیز که طراح و ناظر جابه‌جایی تأسیسات برق در این خیابان بودند هزینه ای در حدود 3/2 میلیارد ریال از طرف اداره‌یبرق به این امر اختصاص یافت. این هزینه شامل جابه‌جایی دو دستگاه پست ساختمانی و نصب دو دستگاه پست هوایی جدید و احداث خط هوایی در دو طرف خیابان و کابل‌کشی‌های 20000 و 400 ولت بود.

مراسم بهره‌برداری از 24 متری گۆجۆوار یوْلی (استاد شهریار) در تاریخ 91/9/26 در مسجد حسن‌بقّال شنب غازان باحضور شهردار محترم تبریز و اعضای شورای شهر و شهردار منطقه 6 همراه با هیئت همراهشان و هیئت امنای منطقه‌ی شنب غازان و جمع کثیری از اهالی منطقه برگزار گردید.



عکس از وبسایت شهرداری منطقه 6
شهردار تبريز، مهندس نوين در مراسم بهره‌برداری از خيابان 24 متری شهرياراظهار داشت : مجموعه‌ی تيم مديريّت شهری متشكّل از شورای اسلامی شهر و شهرداری با اجرای صدها طرح و پروژه عمرانی - خدماتی طی سال‌های اخير به دنبال دستيابی به توسعه‌ی پايدار برای اين شهر و رساندن آن به جايگاه واقعی بوده و طیّ سال‌های اخير موفّق به اجرای اين پروژه‌ها شده كه اين حجم از كار عمرانی زمينه‌ساز رشد و توسعه‌ی تبريز گرديده است به طوری كه اين شهر، امروز به الگوی مديريت شهری ايران تبديل شده است.
شهردار تبريز، در بخش ديگری از سخنان خود، بااشاره به اهميّت تاريخی منطقه‌ی شنب غازان، گفت : افتخار تبريز زمانی احيا می‌شود که هويت تاريخی محلّه‌های تبريز احيا شود و بخش عمده‌ی اين مهم، برعهده‌ی‌ اهالی همان محلّه‌ها است تا بااستفاده از نماها و معماری سنتی و مراقبت از مظاهر شهری، به بازسازی جايگاه تاريخی محلّات و در نهايت تبريز، کمک کنند.
وی همچنين با تأكيد بر لزوم مشاركت و همراهی مردم با شهرداری در اجرای برنامه‌های عمران شهری، موفّقيّت‌های سال‌های اخير اين مجموعه را مرهون حمايت‌ها و مشاركت شهروندان دانست و تصريح كرد : شهرداری بدون همراهی مردم و سرمايه‌گذاران بخش خصوصی قادر به انجام اين سطح از خدمات جهت رفاه حال شهروندان و عمران و آبادانی شهر نخواهد بود.
دکتر درسخوان، عضو شورای اسلامی شهر تبریز اظهار داشت : شورای اسلامی شهر و شهرداری تبريز به عنوان خادمين دلسوز مردم تلاش برای تأمين رفاه و آسايش آنان را سرلوحه‌ی كار خود قرار داده‌اند و اين هدف در تقديم صدها طرح و پروژه‌ی عمرانی، خدماتی، رفاهی و مشاركتی متجلّی است.
وی در ادامه‌ی سخنان خود با اعلام اينکه بدون مشارکت شهروندان اجرای پروژه‌ها و طرح‌های مهم و زيربنايی شهری امکان‌پذير نيست تاکيد کرد : در سال‌های اخير با حمايت‌های شهروندان شاهد اجرای موفّقيّت‌آميز پروژه‌های بزرگی در شهر تبريز بوده‌ايم که اين امر باعث شتاب خدمات‌رسانی و تسريع روند توسعه‌ی شهری شده است.
عضو شورای اسلامی شهر تبريز همچنين خاطر نشان کرد : استقرار مديريّت برنامه‌ی محور در رأس هرم مديريّتی شهرداری و نيز تلاش شبانه‌روزی مديران و پرسنل شهرداری برای تحقّق اهداف توسعه باعث شده است که ما شاهد تحولات و تغييرات گسترده‌ای در حوزه‌ی مديريّت شهری تبريز باشيم و نام تبريز به عنوان شهری پيشگام در کشور مطرح گردد.
دکتر درسخوان همچنين بااشاره به ضرورت احیای منطقه‌ی تاریخی شنب غازان و اجرای پروژه‌ی مسيرگشايی خيابان شهريار گفت : در چند سال اخير اقدامات خوبی در اين منطقه صورت گرفته و چهره‌ی شنب غازان متحوّل شده است.

مهندس علیلو شهردار منطقه 6 در این مراسم در سخنانی  با تأكيد بر عزم جدّی اين منطقه برای محروميت‌زدايی و ارائه‌ی خدمات بهينه در مناطق محروم و كم‌برخوردار، اجرای این طرح را  در راستای همين سياست و نيز برنامه‌های ابلاغی شهردار تبريز و شورای اسلامی شهر ارزيابی و كرد و افزود : توجه به نيازها و حل مشكلات منطقه‌ی شنب غازان  به‌عنوان بخشی از شهر تبريز از جمله وظايف و تعهداتی است كه بر عهده‌ی شهرداری منطقه شش گذاشته شده بود.

وی در ادامه‌ی سخنان خود با اشاره به این‌که اجرای خیابان 24 متری شهریار از پروژه‌های مصوّب شهرداری در سال 91 نبود، خاطر نشان کرد : با دستور مهندس نوین شهردار تبریز و حمایت‌های اعضای شورای اسلامی شهر و مشارکت اهالی محل توانستیم بعد  از 20 سال شاهد اجرا و بهره‌برداری از این پروژه‌ی مهم در این منطقه باشیم.


مهندس داور جبّاری غازانی، عضو هیئت‌امنای منطقه‌ی شنب غازان طی سخنرانی خود، اظهار داشت : شهرداری تبريز در سال‌های اخير توجّه زيادی به اجرای پروژه‌های عمرانی، خدماتی و فرهنگی درهمه‌ی مناطق داشته است.
وی همچنين گفت : پيشرفت‌های عمرانی شهر تبريز در سايه‌ی تدبير و مديريّت شهردار محترم و همکاری اعضای شورای اسلامی شهر و مشارکت شهروندان ميسّر شده واجرای اين‌گونه پروژه‌ها موجب توسعه‌ی همکاری و مشارکت شهروندان خواهد شد.

آقای داور جبّاری باتأکید بر پیشینه‌ی تاریخی شنب غازان خطاب به مسئولین درخواست خود را مبنی بر تکمیل دیگر پروژه‌های نیمه تمام و احیای هویت شنب غازانی اظهار کرد.


وبگاه شنب غازان نیز به نوبه‌ی خود از توجّه و تلاش شهردار محترم تبریز، شورای اسلامی شهر، شهرداری منطقه 6و هیئت امنای منطقه از جمله آقای عبدالله رضوانخواه، داور جبّاری، احمد زلفی و علی‌الخصوص اهالی بزرگوار و مفتخر شنب غازان جهت پیشرفت و ترقّی شنب غازان کمال تشکر را دارد. تنها درخواست ما دراین مورد تغییر نام این 24 متری به یکی از چندین اشخاص تاریخی شنب غازان از جمله خواجه رشیدالدّین فضل‌الله همدانی، وزیر سلطان غازان خان و متولّی موقوفات غازانیّه یا میراسماعیل شنب غازانی، عالم، فاضل و مفسّر والامقام عصر صفوی می‌باشد.


منابع :

1- تاریخ مبارک غازانی؛ خواجه رشیدالدّین فضل‌الله همدانی؛ ص. 206

2- همان

- وبسایت شهرداری منطقه 6

- روابط عمومی شهرداری تبریز

- خبرگزاری موج

- خبرگزاری آناج

اندکی دخل و تصرّف

Viewing all 150 articles
Browse latest View live